آقا اجازه ؟ آقا امروز تا ساعت 11 صبح خوابیدیم وقتی بیدار شدیم در خانه ما غوغایی بود یعنی در واقع ما به صدای غوغا بیدار شدیم و سر و صداها همه در مورد خواب ما بود مخالفین ضد حسنی می گفتند اگر بیدارش نکنیم تا شب هم می خوابد !! خوب می خوابد که می خوابد مگر تعطیلات نوروزی نیست مگر وقت استراحت نیست ، مگر خواب غدغن است مگر ما در منزل خودمان هم نمی توانیم به راحتی بخوابیم پس چکار کنیم برویم سر کلاس بخوابیم و این بار آقا بما بتوپد ! البته اگر در کلاس بخوابیم جای اما و سوال دارد چرا که ما با بیسواتی تمام می فهمیم که کلاس جای خواب نیست ولی آیا خانه ما هم جای خواب نیست؟
آقا اجازه ؟ آقا ما را ببخشید که ما تمام لحظه های خوب و بد خود را اینجا می نویسیم و در واقع سر شما را درد می آوریم چکار کنیم بالاخره یا باید خاطراتمان را سانسور کنیم یا عین واقعیت ها را بنویسیم اگر چه روزی هم شاید بخاطر نوشتن این واقعیت ها مجبور باشیم بد و بیراه بشنویم ! البته گوش های ما دیگر آنقدر بد و بیراه شنیده که اگر یک روز نشنوند حالی به حالی می شوند و حالشان گرفته می شود !
آقا اجازه ؟ آقا راستش ما هم از شما شرمنده ایم و هم خجالت می کشیم آخر یعنی چه ؟خوابیدن ما هم شد خاطره ! عجب خاطره ای ! آقا اجازه ؟ آقا بخدا شما خیلی آدم خوبی هستید که بما نمره خوب می دهید اگر ما آقا بودیم و شما حسنی بودید آنهم از نوع بیسواتش !! ما به شما صفر می دادیم !!
