تبليغاتX
آقا اجازه ؟ - خاطرات ایام عید ( سوم فروردین ماه )

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه ؟ آقا امرور بهمراه برادر بزرگترمان قرض علی (همان فرض علی سابق ) رفتیم عید دیدنی به خانه چراغعلی ، به تلافی آنچه که خورده بود و برده بود کلی خوردیم و خوشبختانه شانس آوردیم و نمردیم ! یک بسته کادوئی هم برایش عیدی برده بودیم که بعدها فهمیدم با آن کلی خیط کاشته !! چرا که بسته کادوئی ما محتوی یک سیب زمینی گنده بهمراه یک پیاز گنده تر از سیب زمینی بود که با مهارت خاصی داخل در یک جعبه بسته بندی کادوئی شده بود و رویش هم کاغذی با خط ماژیکی درشت به چشم میخورد با این نوشته : چراغعلی جان عید شما مبارک ببخشید چه کند بینوا حسنی بیسوات همین دارد !

آی آقایون ، آی خانم ها ، آی بچه ها ، آی بزرگترها هفدهم فروردین ماه روز تولد میمون ماست ! و یا اینکه روز میمون تولد ماست ! بعدا نگوئید چرا نگفتی ، نفهمیدیم ،اطلاع نداشتیم و از این حرف ها !!

نظرات پست قبلی ما را هم نظری بیندازید ولکن نظرمان نزنید !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:24  توسط منوچهر انتظار  |