امروز سر درس ریاضی "مملی"بــــا من گفت
من دگر خسته شدم از یک و یک حتی جفت
گر چه تلخ است حقیقت ولـــــی بـایـــد گفت
زندگی قصه تلخی است نشاید کــــــه نهفت
هر که را پارتــــــــــــــــــــــــی او هست کلفت
کف زنان خنــده کنــان صــد آفرین بـایــد گفت
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:27  توسط منوچهر انتظار
|
