آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بما میگوید که بابا و مامانش به او گفته اند آدم پیش مهمان حرف نمیزند نمیخندد میوه و شیرینی نمیخورد چائی نمینوشد دستشوئی نمیرود که مبادا بگویند بی ادب است آقا اجازه ؟ آقا این مملی هم میگوید که بابا و مامان تو یکدفعه صریح و روشن بگویند که آدم پیش مهمان مجسمه میشود رباط میشود دیوار میشود و اگر لازم شد دراز میکشد نفس آخر را میکشد از حیات هم ذست میکشد میمیرد تا ثابت کند با ادب بود با ادب زیست و با ادب مرد آقا اجازه ؟ آقا اگر واقعا ادب اینست ما میخواهیم برای همیشه بی ادب باشیم !
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:16  توسط منوچهر انتظار
|
