آقا اجازه ؟ آقا دیشب عمه سکینه نازنین منزل ما مهمان بود و طبق روال معمول نبوی ما اصرار کرد که عمه جان شب اتراق فرمایند (آقا اجازه ؟ آقا مادر خدا بیامرزمان که سواد نداشتند ابوی را نبوی تلفظ میکردند واین نبوی از ایشان برای ما یادگار مانده است ) اصرار ایشان و قبول اوشان بر خوش خوشانی ما افزود چرا که همه تن گوش شدیم تا باز هم خاطره ای یا قصه ای عبرت آموز از عمه سکینه نازنینمان بشنویم و او این بار خیلی خلاصه ولکن با تانی گفت :بهلول را گفتند تا کی میخواهی در جنون باشی لحظه ای به خود آی و راه عقل در پیش گیر ! بهلول در حالیکه نیشخندی میزد گفت :این روزها به دنبال عقل رفتن خیلی جنون میخواهد !!
+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 20:16  توسط منوچهر انتظار
|
