آقا اجازه ؟ آقا خدا را شکر می گوئیم که به مبارکی مدت پنج ماه است که به سال جدید وارد شده ایم در سال قدیم که همان سال کهنه باشد مقداری پس انداز کردیم ولی در آخر سال که قلک مان را شکستیم با پولش فقط مداد پاک کن و مداد و مقداری آب نبات چوبی خریدیم ! مداد و مداد پاک کن هم که خوردنی نبود فقط آب نبات چوبی ها زیر دندانمان مزه کرد ! آقا اجازه ؟ آقا پدر نازنین مان هم می گفت بچه ها گرانی بیداد می کند اگر آقای احمدی نژاد در سال جدید نقشه ای به گرانی نکشد کارمان به منجر می کشد ! البته ما نفهمیدیم منظور پدرمان از کارمان به منجر می کشد چه بود ولکن همینجوری قبول کردیم که به منجر می کشد ! ما که مرض نداریم زیاد پرس و جو کنیم تا بگویند بچه خفه !! ما خودمان خفه می شویم تا با خفه شدنمان ادب خودمان را هم به نمایش گذاشته باشیم ! آقا اجازه ؟ آقا ما دلمان می خواهد در سال جدید تمام کهنه ها را فراموش کنیم و دور بیاندازیم الا پدر و مادرمان را !! آنها هر قدر کهنه تر شوند عزیزتر می شوند البته همه ما میدانیم که همه ما نیز بالاخره روزی کهنه می شویم و این کهنه شدن سوخت و سوز هم ندارد اما دلمان می خواهد در سال جدید افکارمان تازه شود یعنی روشن شود تا روشن فکر شویم بقول عمه سکینه نازنین مان " حَوّل " شویم یعنی حال ما دگرگون شود و بهتر شود و از بهتر هم به ترتر شود تا ما هم به لطف خدا هم تر شویم هم تازه و هم تر و تازه ، شما که مخالف تر و تازه شدن ما نیستید هستید ؟!مطمئنا نیستید ولی اگر ما نشدیم لطفا زیاد سر بسرمان نگذارید بباشه ؟!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:35  توسط منوچهر انتظار
|
