تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بیسوات دیروز که داشت به آقا مدیرمان بخاطر درگذشت پدرش تسلیت میگفت اضافه کرد آقا مدیر ببخشید پدر خدا بیامرز شما بار اولش بود که می مرد ؟! و آقا مدیر در حالیکه گریه را با خنده قاطی کرده بود پاسخ داد بلی حسنی عزیز ، بار اولش بود که البته بار آخرش نیز شد !!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:9  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا ما عاشق پارتی بازی هستیم و عاشق دبه درآوردن ، اول دبه می کنیم بعد با پارتی سر و ته قضیه را هم می آوریم اصولاً اگر پارتی نباشد ما کم می آوریم و احساس خلا می کنیم عده ای می گویند  پارتی بازی حرام است من می گویم ربا که حرام تر است اما  وقتی هست یعنی این یکی هم می تواند باشد تازه چرا قمار بازی ، توپ بازی ، خروس بازی ، بند بازی ، قاب بازی ، تاب بازی و صدها بازی از این نوع و ای بسا از آن نوع !! حرام نشد نوبت که به پارتی بازی ما رسید حرام شد !؟

آقا اجازه ؟ آقا واقعیتش اینست که این عده که شاید ایادی استکبار جهانی هم باشند چشم دیدن ما را ندارند ولی چه می شود کرد ما خودمان به خوبی می دانیم که بازی اشگنک داره  سرشکستنک داره !!

ولی مهم نیست آنرا هم با پارتی حل می کنیم !! بله ؟ بعـــــــــــــــــــــــله !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:34  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا یک جوک در مورد نقدعلی بگوئیم تا کلاس از افسردگی بدر آید !!

آقا : بگو ببینیم جناب حسنی ریزه میزه  بقول خودت بیسوات

آقا اجازه ؟ آقا میگویند مامور جمع آوری مالیات در ده نقدعلی به سراغشان میرود و از مادر نقد علی که در مزرعه کار میکرد سراغ  مشدی علی پدر نقدعلی را میگیرد زن مشدی علی میگوید او در طویله گاو هاست مامور میپرسد من چطوری او را بشناسم و پیدا کنم مادر نقدعلی میگوید خیلی ساده است وارد طویله که شدید هرکدام از آنها که شاخ نداشت پدر نقد علی یعنی که مشدی علی است و مامور مالیاتی در حالیکه شاخ در آورده بود میرود و مشدی علی را پیدا میکند !!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:55  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما هر کس خواست بما زور بگوید ما باید قبول کنیم که مبادا بی ادبی میشود !؟ آیا زور گفتن به کسی خودش نوعی بی ادبی نیست ؟ بنظر شما در مقابل بی ادب ها ما باید طوری حرکت کنیم تا که بی ادبان عرصه را بر خود تنگ ببینند یا برعکس !؟ بالاخره ما با تمام بیسواتی مان معتقدیم که ادب مرد به ز دانش اوست و ادب بقول شما باسوات ها ایجاب می کند و بقول ما بیسوات ها ایجاد می کند که کسی نتواند بما زور بگوید و اگر هم گفت باید پاسخی بشنود که لااقل دندانش بشکند !!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:6  توسط منوچهر انتظار  | 

 

بچه ها اجازه ؟ هیچکس هم نداند ما خودمان که آقا اجازه باشیم میدانیم که آدم بیسواتی هستیم ببخشید شما را فراموش کردم شما هم می دانید که ما سوات درست و حسابی نداریم ولی آدم باهوشی هستیم و تازه بعضی ها می گویند نکته سنج هم هستیم نمیدانم بیسواتی مان کجا و نکته سنجی کجا ! به هر حال ما با این همه بی سواتی مان این را می دانیم که باید به معلمین خودمان و به اساتید شما و دیگران که بالاخره شاید روزی هم اساتید ما بشوند روز معلم را تبریک بگوئیم که می گوئیم و گفتیم ولی برای ما یک سوال اساسی پیش آمده است و آن اینکه ما با اینهمه بیسواتی مان تبریک گفتن به موقع به اساتید و معلمان باسواتمان را بلدیم اما خیلی از آنها با تمام سواتشان تشکر از ما و پاسخ به موقع به ما را بلد نیستند یا اینکه تشکر از ما از بزرگی شان می کاهد ؟ و یا اصلا ما را لایق یک تشکر خشک و خالی هم نمی دانند تا بلکه این رسم های نیکو برنیفتند !! و یا اصولا ما اشتباه یاد گرفته ایم و بیسواتی مان گل کرده و به آنها تبریک گفته ایم  و باید نمی گفتیم !؟ شاید شما بچه ها رویتان نشود این قبیل مسایل را با بزرگانمان مطرح کنید و دور از ادب بدانید ولی ما نه تنها طرح این قبیل مسایل را عین ادب می دانیم بلکه لازم هم می دانیم تا بزرگترها بدانند که کوچکترها هم نه همیشه ولی در مواقع لازم و ضروری می فهمند و خوب هم می فهمند .

ما از این قبیل آقاهایمان که تبریک به آنها فرستادیم و متاسفانه پاسخی دریافت نکردیم می خواهیم یا سریعا بما پاسخ دهند و ما را از نگرانی و تحقیر بدرآورند یا تبریک مان را به خودمان پس بدهند نخواستیم مال بد بیخ ریش صاحبش !!!

بچه ها لطفا در این قبیل موارد هوای ما را داشته باشید که با بی اعتنائی بزرگترها مورد تهاجم فرهنگی قرار نگیریم و خورده نشویم و از رو برده نشویم !! قبول است ؟ الممنون و الممنون .

تا حسنی شماها را دارد مطمئنا غم ندارد و شما هم تا حسنی را دارید .............

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:59  توسط منوچهر انتظار  | 

 

آقا اجازه ؟  آقا این سیفعلی و مملی از بس حسودند هرگز نیاسودند !!  از اینکه ما سالگرد وبلاگ نویسی  " آقا اجازه؟ " را جشن مانندی گرفتیم و یادی از آن کردیم آقایان ، آقا بالا سر ما شده اند و هوس فرمان روائی به سرشان زده است یعنی که ما باید بله گویان ایشان و احتمالا اوشان می شدیم ؟ آقا اجازه ؟ آقا حالا شما ببینید که ما بیخودی جوش نمی آوریم حقمان است که در این شرایط با این چپ دستمان محکم بزنیم بیخ گوش راستشان تا قامتشان راست شود و حالشان جا بیاید !! و بفهمند که ما " آقا اجازه ؟ " هستیم ولی " آقا بله چی " آنها و هیچکس دیگر نیستیم درست است که ما بچه ای هستیم بنام حسنی و از نوع بیسوات آن ولی نباید فراموش کنید که ما از آن بچه های پخمه نیستیم که کسی بزند توی سرمان و نانمان را از دستمان بگیرد ! خواهش می کنم شما لااقل ساکت نباشید و بی طرف ، یک به به و چه چه و آفرینی ما را مهمان کنید صدآفرین که نخواستیم زورتان بیاید !!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:14  توسط منوچهر انتظار  | 

کدام گزینه صحیح است ؟

الف ـ پارتی همان کره است  آن هم کره طبیعی (لطفا با روغن نباتی اشتباه نشود)!

ب ـ پارتی همان دوپینگ است !

ج ـ اگر کسی دسترسی به پارتی نداشته باشد الفاتحه!

د ـ پارتی نوعی بازی است که بچه های بیسوات مثل حسنی آن را "پارتی بازی" میگویند!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:57  توسط منوچهر انتظار  |