آقا اجازه ؟ آقا دیروز سر کلاس درس ریاضی معلم ریاضی مان به حسنی که هم صحبت میکرد هم می خندید تذکر شدید داد و گفت : آقای حسنی موفرفری تو که بحمداله هم بیسوادی ، هم بی تربیتی ، هم شلوغی ، هم حساب سرت نمی شود هم هندسه نمی دانی ما چه کنیم با تو . آقا حسنی هم خیلی جدی پاسخ داد آقا اجازه ؟ آقا ما اگر تمام اینها را می دانستیم و یاد گرفته بودیم که ما را به مدرسه نمی فرستادند آمدیم مدرسه که اینها را یاد بگیریم البته اگر یادمان بدهید !
آقا اجازه ؟ آقا در جلسه انجمن اولیا و مربیان در یک میان پرده که بچه ها به نمایش گذاشته بودند مملی در نقش یک نوکر فداکار و فهمیده ظاهر میشد دیروز سر کلاس هنر معلم هنرمان از مملی تشکر کرد و گفت :
مملی واقعاً استعداد هنری تو عالیست کیف کردیم !
آقا اجازه !؟ آقا این حسنی بیسوات مو فرفری هم بلافاصله گفت : آقا استعداد هنری مملی عالی نیست استعداد نوکریشان عالیست !!
و بچه ها همه زدند زیر خنده ! و معلم هنرمان گفت : حسنی خفه ! هنر تو هم معلوم شد !
آقا اجازه ؟ آقا حسنی هم گفت آقا چه کنیم ما اینیم یعنی اینکه ذاتاً هنرمندیم.
آقا اجازه !؟ آقا بعضی از معلمین ما آقا بجای آزمون درسی با ما کشتی می گیرند ،آقا تقصیر ما چیه که ما کشتی گیر خوبی نیستیم ولی آقا چون دو و میدانی ما واقعا تعریف دارد آقا اگر کشتی ادامه پیدا کند مطمئنا آقا ما الفرار !!!
آقا اجازه ؟ آقا دیشب عمه سکینه نازنین مان افطاری منزل ما تشریف داشتند آقا اجازه ؟ آقا ما هم حسنی و مملی و چراغعلی را نیز دعوت کرده بودیم بعد از افطاری عمه سکینه به تمام روزه داران سر سفره افطار آرزوی قبولی اطاعات و عبادات کرد و از خدا خواست که سفره ما همیشه در ایام ماه مبارک رمضان پر برکت باشد و بعد هم به بچه ها گفت : بچه ها اینجا کلاس درس نیست راحت باشید و هر سوالی هم دارید بکنید آقا اجازه ؟ آقا حسنی و مملی هم چشمکی بهمدیگر زدند و حسنی پرسید عمه خانم ببخشید تازه به دوران رسیده یعنی چه !؟ آقا اجازه ؟ آقا عمه سکینه اندکی سکوت کرد و بعد گفت بچه ها نمی دانم چرا چنین سوالی کردید ولی باید بدانید که تازه به دوران رسیده شخصی است که تا دیروز هیچ مال و منالی نداشته ولکن امروز به طریقی ساخت و پاختانه ! به آنچه که استحقاق نداشته دست یافته و طبقه بالایش تکان خورده ، قافیه را باخته ، بر همگان تاخته و کارهای نابخردانه از او سر می زند مثلا ویلائی می سازد بزرگ با سه استخر شنا ( که البته این یکی را من می شناسم که واقعا ساخته ) می پرسند مرد حسابی فلسفه این سه استخری که ساختی و دو تای آنها پر آب و یکی کاملا خالیست چیست !؟ تازه به دوران رسیده بادی به غبغب می اندازد و می گوید استخر اول برای شناست ، استخر دوم برای شیرجه است و استخر سوم که خالیست مخصوص مهمانهائی است که شنا بلد نیستند !! آقا اجازه ؟ آقا ما خیلی خنده مان گرفت و بقیه افراد فامیل هم زدند زیر خنده !! بعد هم عمه سکینه پرسید بچه ها حالا موضوع روشن شد اگر شد دعا کنیم که خداوند تازه به دوران رسیده ها را سوار بر دوران نکند که مصیبت عضمائی است !
موضوع انشاء : معلم خود را تعریف کنید
نویسنده : مملی
تاریخ : 4/7/86
آقا اجازه ؟ آقا بما فرموده اید تا شما را تعریف کنیم تازه چهار روز است که مدارس باز شده و ما هنوز شما را نمی شناسیم پس چطور شما را تعریف کنیم آقا اجازه ؟ آنچه که ما عقلمان قد می دهد اینست که آقا قد شما ماشااله هزار ماشااله بلند است و خوشبختانه دیده می شود ولی عقل شما را که نمی بنیم و در دسترس نیست پس اجازه بدهید در این مورد بعدا بنویسیم ! و اما در مورد سواد شما هم نمی توانیم بنویسیم چون هنوز فرصت نبوده که شما از سواد خود استفاده کنید و ما هم از سواد شما استفاده و یا سوء استفاده کنیم آقا اجازه؟ و اما در مورد اخلاق شما آقا .......( که یک مرتبه آقا فریاد میزند خفه شو بچه بی تربیت همه چیز را نوشتی و تمام شد حالا مانده بود اخلاق ما ) و مملی اضافه می کند آقا اجازه ؟ جایش را خالی گذاشته بودیم تا بعد.......ولی الان می توانیم پرش کنیم که اخلاق شما هم معلوم شد که خیلی ناجور است یعنی خیلی بد است و پدر ما می گوید معلم بداخلاق نمی تواند معلم خوبی باشد و به درد معلمی نمی خورد و این بار معلم با صدای بلندتر از قبل می گوید که صد البته نمی گوید بلکه فریاد میزند بچه پر رو انشاء نخواستیم برو گم شو بنشین سر جایت و مملی در حالیکه دفتر انشا خود را می بندد با لب و لوچه آویزان و در حال گم شدن می گوید بچه ها چشممان روشن عجب آقای آقائی داریم!! و بچه ها می زنند زیر خنده ! در حالیکه بچه ها با صدای بلند می خندند آقائی که خیلی آقاست کلاس را به حالت قهر ترک می کند !
