تبليغاتX
آقا اجازه ؟

آقا اجازه ؟

طنز نوشته ها

آقا اجازه !؟ آقا ما که برای ورود به دانشگاه آقا اینهمه سر و کله هم را می شکنیم . اینهمه پدر پدرمان را درمی آوریم که چی !؟ آقا اجازه !؟ آقا مدرک گرفتن ، قاب کردن و به دیوار زدن و تماشا کردن  اینهمه جنگ و گریز می خواهد !؟ نه آقا خودمانیم  دانشگاه رفتن به جنگ اعصابش میارزد !؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا جارو جنجال و سر و صداهای وبلاگ خانم دولتشاهیwww.dolatshahi.com دیشب امان نداد تا ما مشقهایمان را بنویسیم آقا اجازه !؟ آقا از پدرمان پرسیدیم در همسایگی مان چه خبر است عوض پدر آقا مادرمان جواب داد بچه ساکت باش جنگ و جدل است ،مشاجره است، مخاصمه است ، منازعه است و بما هم ربطی ندارد آقا اجازه ما از معنی اینهمه حرفهای مادرمان فقط جنگ و جدل را فهمیدیم آقا یک چیز  دیگر هم فهمیدیم و آن اینکه نتوانستیم مشقهایمان را بنویسیم آقا اجازه !؟ آقا این بار حسنی هم با ما همصدا شده که از شما هم خواهش کنیم و همه با هم برویم خدمت همسایه عزیزمان خانم دولتشاهی و از ایشان بخواهیم خودشان و مخصوصا دوستانشان و مهمانانشان اجازه دهند ما به درس و مشقمان برسیم آقا اجازه !؟ آقا بزرگترها حتما به حرف ما گوش میدهند آقا اجازه آقا حسنی می گوید آنها هیچ وقت راضی نمی شوند دل ما بشکند آقا اجازه !؟ آقا حسنی می گوید البته خیلی از بزرگترها هم رفتارشان نم کشیده یعنی ربوبت داره ولی خودشان متوجه نیستند ! آقا اجازه !؟ آقا ما که بچه ایم نمی فهمیم بعضی بزرگترها چرا نمی فهمند !؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:57  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا این حسنی بی ادب بی تربیت بما می گوید آشغال ! آقا اجازه !؟ آقا ما هم گفتیم بی تربیت بی سواد، آشغال خودتی که نوشتن آشغال را هم بلد نیستی  ! آقا اجازه !؟ آقا این حرف ما به حسنی بی سواد برخورد و آقا رفت روی تخته سیاه با خط درشت نوشت : آشکال !!

 آقا اجازه !؟ آقا اکبری هم داد زد بچه ها سواد حسنی ربوبت داره !! ( آقا اجازه !؟ آقا اکبری همیشه از قول مادربزرگش به رطوبت میگه ، ربوبت !)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:13  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا ما توی خونه مون تا میائیم دهنمونو باز کنیم و یه کلام حرف بزنیم بابا مامان همصدا میگند بچه ساکت ! آقا اجازه تو کلاس هم که تا می خواهیم دستمونو بالا ببریم و اجازه بگیریم سوالی کنیم آقا شما میفرمائید بچه دست پائین  ساکت ! آقا اجازه آقا بعد از شما هم در زنگ تفریح این حسنی نمیذاره کسی حرف بزنه  و میگه بچه ها ساکت ادای آقا رو درمیارم یعنی اگه کسی حرفی بزنه سوالی بکنه پدرشو درمیارم . آقا اجازه !؟ آقا پس این زبونو خدا برای چی بما داده ؟ اصلا برای چی به دنیا اومدیم  اومدیم که خفه خون بگیریم ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:34  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا این پدر نازنین ما مرتبا به مامانمان می گوید تو نمی فهمی ! مامان جونم نیز پاسخ می دهد من نمی فهمم تو که می فهمی !! آقا اجازه آقا  ما بالاخره بفهمی نفهمی فهمیدیم که فهمیدن خیلی مشکله !! آقا اجازه !؟ آقا فهمیدن چند بخشه !؟

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:24  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا یک وبلاگ نویسی بنام خانم « شهلا » یک « آقا اجازه » هائی می نویسه که آدم کیف میکنه . آقا اجازه ؟ اگه ما بجای شما بودیم به این « آقا اجازه ها » نمره صد می دادیم با هزار آفرین . آقا اجازه ؟ یکی از مطالب ایشونو آوردیم شما بخونید بچه ها هم بشنوند اگر شما به نوشته ایشون کمتر از صد دادید آقا اجازه !؟ آقا ما اسممونو عوض میکنیم !

آقا اجازه !؟ نوشته خانم شهلا ایزدی

آقا اجازه ؟ حسنی مطلبو خونده و خون جلو چشاشو گرفته و تا تونسته به ما القاب کم نظیری مثل خبر کش و جاسوس داده آخه فکر میکنه که ما سرشو به طاق کوبوندیم و ازش زیر پاکشی کردیم و به شما راپرت دادیم اما اما آقا اجازه ؟ حسنی نمیدونه که ما خودمون چشم و گوشمون پر و پیمون از این حرفاست و خودمون خوب بلدیم که مشتمون را از کدوم زاویه و با چه چرخشی به گوش یا دهان استکبار بکوبانیم و خودمون واسه خودمون به به و چه چه راه بندازیم . حالام دیگه آقا اجازه است ما بریم و به اخبارهای رنگارنگ استکباری گوش بدیم تا بتونیم بیشتر حسنی رو بچزونیم ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:13  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه !؟ آقا سال گذشته که موضوع انشاء ما : « علم بهتر است یا ثروت » بود آقا ما نوشتیم ثروت صفر گرفتیم آقا اجازه !؟ آقا امسال که باز موضوع انشاء همان است ما دلمان می خواهد این بار بنویسیم علم بهتر است البته فقط برای اینکه نمره بگیریم ولی در واقع خودمونی باز می گوئیم  ثروت بهتر است . آقا اجازه !؟ آقا عالم بدون ثروت از گرسنگی می میرد ولی آقا ثروتمند بدون علم  ، عالم ها را استخدام می کند و از آنها کار می کشد آقا اجازه !؟ آقا ما از این موضوع نتیجه می گیریم که : ثروت بهتر است ولی بچه ها از ترس شما می گویند علم !و یا بخاطر اینکه نمره بگیرند شما را گول میزنند !!

آقا اجازه !؟ آقا این حسنی می گوید من همیشه آقا را گول می زنم !!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا این حسنی سراسر شر خیلی بما گیر می دهد . آقا اجازه ؟ البته بعضی وقتها هم پیچ می دهد که سر جمع می شود گیر پیچ ! آقا اجازه ؟ آقا حالا خودش بس نبود رفته به یک خانم دیگه بنام " شهلا " گفته که اینطور لینک ها چشم و گوش مردمو باز میکنه و کار دست آدم میده حالا اون خانمه که خیلی هم میتونسته ما را راهنمائی کنه ، بما بدبین شده ، آقا اجازه ؟! آقا اگر حسنی اینجوری ادامه بده آقا  بخدا می زنم بیخ گوشش !! از شهلا خانم هم خواهم خواست گوش مبارک و نازنین خود را دست استکبار ندهد این حسنی همه وجودش سراسر استکبار است !

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:55  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا دو برادر و یک خواهر ما که درس های دانشگاهی شان تمام شده ، یکی سه سال یکی دو سال و خواهرمان یکسال است که بیکارند نه اینکه کاملا بیکار باشند خواب کار می بینند ! آقا اجازه ؟ آقا شما فکر می کنید ما هم اگر انشااله بزرگ شدیم و دانشگاه رفتیم و درس خواندیم بعد از تمام شدن دانشگاه بیکار خواهیم شد ؟ آقا اجازه ؟ آقا اینهمه زحمت و تلاش نتیجه اش بیکاری است ؟ آقا اجازه ؟ آقا بیخودی نیست که این حسنی سراپاشر مرتب بما نهیب میزند که تا شما درس دانشگاهی تان را تمام کنید و به سوخت و سوز بیفتید من انشااله با ساخت و ساز یک بساز و بفروش حسابی خواهم شد . آقا اجازه ؟ آقا حسنی بما می گوید شما فکر نکنید چون شاگرد خوبی هستید آخر و عاقبت خوشی خواهید داشت. آقا اجازه ؟ آقا حسنی می گوید شما چه بخواهید و چه نخواهید از بیکاری ناخوش خواهید شد و به سوخت و سوز خواهید افتاد . آقا اجازه ؟ آقا راستی شما نظرتان چیست و معلم زمزمه می کند و اما نظر ما ... نظر ... نظر ... نظر ما ... ولمان کن آقا ما بی نظریم !!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:42  توسط منوچهر انتظار  | 

آقا اجازه ؟ آقا ما دلمان می خواهد هر کسی که مطالب ما را در وبلاگ ما می خواند بما نمره بدهد آقا خدا را چه دیدی شاید یک بیست آفرینی هم در اینجا گرفتیم درست است که اینجا کلاس نیست ولی عوضش مزاحم هائی مثل حسنی را هم اینجا نداریم . آقا اجازه !؟ آقا حسنی دیروز به بچه ها می گفت که آقا بعد از ظهرها مسافرکشی می کند و مسافرها را آنقدر می کشد تا کش بیایند !! آقا اجازه ؟ آقا محمود رفوزه به حسنی گفت بیخودی پشت سر آقا صفحه نگذار ! آقا اجازه ؟ آقا ما معنی صفحه گذاشتن را نفهمیدیم ، اگر اجازه می دهید ما معنی بعضی از لغات را از دوستان وبلاگی بپرسیم ؟ و می پرسیم :

۱- صفحه گذاشتن یعنی چه !؟

۲- مسافر چطوری کش می آید ؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:56  توسط منوچهر انتظار  |