آقا اجازه ؟ آقا این « پرویز فسقلی پُزپُزی » که امسال همکلاس ما شده و از همان اولش هم مرتب دارد پز می دهد و بچه ها اسمش را گذاشته اند « پرویز پُزپُزی » آدمی که نه یک کم بلکه خیلی کم دوپینگی است !! آقا اجازه ؟ آقا بچه ها می گویند او هم پول دارد و هم پارتی و چون دارای « 2پ » معروف و معتبر است پس حق دارد دو پینگ کند آقا اجازه ؟ آقا ماها که اهل دوپینگ نیستیم و هر چه هستیم اینیم چقدر باید تحمل « پز » این قبیل و حتی آن قبیل بچه ها را بکنیم ؟!
آقا اجازه ؟ آقا ما هر چه هستیم بقول عمه سکینه نازنینمان خالص هستیم و ناخالصی نداریم هر چند که بیسوات هم هستیم ولکن بیسوات صاف و ساده و همواری هستیم نه سوات دار ناصاف و ناهموار و غلط انداز !! آقا اجازه ؟ آقا ما ضمن اینکه بیسواتیم و بیسواتیمان هم خودمان را می آزارد و هم شما را ولی مطمئن باشید که ما شمـا را خیلی دوسـت میداریم .
آقـا اجـازه ؟ آقا ای کاش ما سـوات درست و حسـابی داشتیـم و می توانستیم بگوئیم و بنویسیم که شما را چقدر دوست داریم ولی حیف که نمی توانیم !!
آقا اجازه ؟ آقا لطفا به این « پرویز پُزپُزی ها » بفرمائید بیخودی بما پز ندهند و بیخودی به دوپینگی بودنشان ننازند و به این بالا بالائی ها هم بفرمائید پائین پائینی های مثل ما را دست کم نگیرند که نهایتا گیر می کنند و پاچ که بقول مملی دوست داشتنی سرهم می شود" گیرپاچ " !!
آقا اجازه ؟ آقا ما که کوچک شما هستیم و طنزهای کوچولو موچولو می نویسیم آیا می توانیم به شما لینک شویم یعنی که خودمان را زور زورکی به شما بچسبانیم یا اینکه شما مخالفید و معتقدید که : لایتچسبک !
آقا اجازه ؟ آقا مطمئن باشید ما هم وقتی بزرگ شدیم راه بزرگان را پیش خواهیم گرفت و طنز های بزرگ مُزرگ خواهیم نوشت عین این اطباء متخصص کودکان که لابد بعد از مدتها تجربه اندوزی خواهند توانست بزرگترها را نیز ویزیت نمایند !!
آقا اجازه ؟ آقا بالاخره ما نفهمیدیم که ما شوخی شوخی داریم جدی جدی می نویسیم یا اینکه جدی جدی داریم شوخی می کنیم لابد این را هم وقتی بزرگ شدیم می فهمیم مگر نه !؟
آقا اجازه ؟ آقا ما با کسی شوخی نداریم ولی بچه شوخی هستیم و به این خاطر بچه های همکلاسی مان مخصوصا حسنی و مملی و چراغعلی ما را خیلی دوست دارند تا حدی که می خواهند سر به تنمان نباشد !!
آقا اجازه ؟ آقا سری که به تنش نیرزد بودن یا نبودنش چه تفاوتی می کند؟
آقا اجازه ؟ آقا واقعیتش این است که سر ما از آن سرهای بشکه ایست! ولکن دلمان می خواهد با توضیحات مختصر ما لااقل شما این بشکه را (ببخشید سر ما را سرسری نگیرید) شاید یک چیزهائی تویش باشد که به درد بخورد ولو مختصر !!
آقا اجــازه ؟ آقـا از بــام تا شـام همه به همدیگـر می گوینـد نوکرتیــم ، چاکرتیـــم ، عبدتیـــم ، مخلصتیـم ، بی قرارتیـم ، فداتیـم ، براتیـم ، و غیره اتیـــم ...... و ( چند نقطه اتیــم )
آقا اجازه ؟ آقا امّا این ها همه حرف است چرا که در عمل و وقت نیاز همه به زبان بی زبانی فریاد میزنند : الفرارتیم !! یعنی از دور و برت فرار می کنیم !! الغریبه اتیم یعنی چنان غریبه ای که تو را نمی شناسیم ، الفریبتیم جانانه یعنی اینکه تو را جانانه فریب می دهیم !
آقا اجازه !؟ آقا چرا ما اینهمه به همدیگر دروغ می گوئیم و همدیگر را گول می زنیم و به همدیگر چند نقطه نثار می کنیم ؟! آقا اجازه ؟ آقا به راستی ما را چه می شود و حیف ما که هدر می شویم و حیف چند نقطه ها ...... که هدر می دهیم !! و حیف شما که اگر شما هم اینگونه تا حال هدر شده اید !
آقا اجازه ؟ آقا این حسنی بیسوات نمک نشناس مردم آزار از دیروز جای ما نشسته و ما هر قدر اصرار میکنیم که از جای ما پاشو ، با پر رویی تمام میگوید نمی پاشم !! آقا اجازه ؟ آقا بنظر شما نپاشیدن این حسنی بیسوات از جای ما مثل بعضی ها از جای بعضی های دیگر دلیل دیگری بر بیسواتی او نیست ؟!عجب جایی گیر کردیم ما !!
آقا اجازه ؟ آقا ما سرپرست گروه تشویق تیم فوتبال مدرسه مان هستیم "مملی" معاون ماست "قندعلی" مسئول پخش شیرینی بعد از هر پیروزی تیم است "سیفعلی" مسئول کنترل بچه ها موقع عصبانیتشان است که بچه ها به داور مسابقه و بازیکنان طرف مقابل نپرند ! "چراغعلی" مسئول تنظیم شعارهای تشویقی و چراغهای استادیوم است . "فرض علی" همان "قرض علی" سابق برادر بزرگ و بیکار ماست که بعنوان نماینده بیکاران عاشق فوتبال و عضو افتخاری گروه تشویق همیشه حضور دارد.
آقا اجازه ؟ آقا هر کس هم در مقابل مسئولیت هائی که به عهده دارد پاسخگوست اینجوری هم نیست که هر کسی ساز خودش را بزند و کارها خدای ناکرده بخوابد یا زمین بماند یعنی در واقع بچه ها از حسنی بیسوات که سرپرست گروه است و ما باشیم حساب می برند و می دانند که مدیریت حسنی مثل خیلی از مدیریت های مملکتی کشکی نیست فلذا خدای ناکرده خدای ناکرده اگر تیم ما روزی باخت شما هم بدانید که مشکل از خود تیم و قسمت فنی است وگرنه واحد پشتیبانی و تشویق کارش عین ساعت عمه سکینه نازنین مان دقیق دقیق است و حرف ندارد ! بیخودی نیست که همیشه بچه ها مدیریت حسنی را تائید و از ته قلب تشویق می کنند و یک صدا فریاد می زنند:
حسنی شیر بیشه مدیر مثل تو میشه !!
آقا اجازه ؟ آقا این مملی و قندعلی به همراه سیفعلی سربسر ما میگذارند و بما می گویند دکتر حسنی بیسوات !! آقا اجازه ؟ آقا درست است که ما بیسواتیم ولکن نه از نوع دکترای آن ، آقا ما دلمان نمی خواهد بچه ها بما بگویند دکتر حسنی بیسوات !! آن وقت به بیسواتی بی غل و غش ما اهانت می شود ما همین جوری بی تشریفات بیسواتیم وگرنه بلا تشبیه بلاتشبیه ما هم می شدیم از جرگه همین مسئولین رده بالای دکتر نمای بی خاصیت !! در صورتی که ما در عین بیسواتی هزاران خاصیت داریم که یکی از آنها راستگویی ماست !!
آقا اجازه !؟ آقا عمه جان نازنین ما همیشه می گوید این پست های کشکی با مدارک کشکی به لعنت خدا هم نمی ارزد آقا اجازه؟! آقا درست است که ما بیسواتیم و سواتمان ربوبت کشیده ( البته ربوبت ما همان رطوبت شماست ) !! ولکن ما چنین عدیقه داریم ( شما بخوانید عقیده ) که بیسواتی صادقانه ما به هزاران سوات دکترای تقلبی بعضی ها هم می ارزد و هم می چربد ، آقا اجازه ؟ آقا ما مخلص بیسواتهای از نوع خودمان هستیم شما چطور !؟
آقا اجازه ؟ آقا این مملی شاقلی بادام خودش که سوات موات ندارد افاده ها طبق طبقش هم مربوط به خواهرش میشود که پس از سه سال پشت کنکور بودن امسال از این سد گذشته و از روزی که نتیجه ها را اعلام کرده اند لباسهایش را عوض کرده مدل موهای سرش را عوض کرده ، راه رفتنش را عوض کرده و به اصطلاح عمه جان نازنین ما یکپارچه عوضی شده !! مبارک است انشااله !!
آقا اجازه ؟ آقا این مملی بیسوات و خواهر فاتح کنکورش دارند روی نوشته های ما هم اثر می کنند و فی الواقع مار ا هم عوض می کنند از آنجائیکه ما نمی خواهیم عوض شویم یعنی اینکه عوضی شویم بقیه را درز می گیریم تا دل این عوضی ها بسوزد !!
آقا اجازه ؟ آقا عمه سکینه نازنین ما می گفت : بچه ها یادتان باشد که در کلاس همیشه سوال کنید سوال مقدمه یادگیری است و رفع ابهامات جهت ورود به مرحله یادگیری ! فقط ای کاش معلمین شما سواد و حال و حوصله کافی جهت پاسخگوئی به شما را داشته باشند نه مثل آن پدر و پسر!!
آقا اجازه !؟ آقا از آنجائیکه ما همیشه از عمه سکینه نازنینمان سوالاتمان را می پرسیم این بار نیز پرسیدیم ماجرای آن پدر و پسر چه بوده است و عمه سکینه نازنین مان گفت : پاشو یک چائی به عمه بیار و بعد بشین و گوش کن چائی را خدمتشان آوردم و گوش بزنگ شدم و عمه سکینه چنین گفت:
پسری از پدرش پرسید : باباجان چرا نهنگ ها اینقدر عظیم الجثه هستند ؟ پدرش قدری فکر کرد و گفت نمی دانم ! پسر دوباره سوال کرد بابا چرا وقتی باران می بارد لانه مورچه ها خراب نمی شود ؟ پدرش باز هم گفت نمی دانم و چند تا از این قبیل سوالات که پاسخ همه اش منفی بود آخر سر مادرش گفت : پسرجان زیاد پدرت را خسته نکن و پدر گفت :
نه بابا این چه حرفی است بچه باید بپرسد تا چیز یاد بگیرد!!
آقا اجازه ؟ آقا خس و خاشاک ها آدمند یا آدمها خس و خاشاکند ؟
آقا اجازه ؟ آقا ما خس و خاشاک نیستیم و به لطف خدا آدم هستیم آنهم بقول حسنی آدم تمام عیار !
آقا اجازه ؟آقا آدم بودن بنظر مبارک ما خیلی مشکل است ما باید اول آدم باشیم بعد چیزهای دیگر باشیم !! اگر چیزهای دیگر نشدیم مهم نیست مهم اینست که آدم باشیم ولو بیسوات هم باشیم !
آقا اجازه ؟ آقا دَده جان ما همیشه میگوید : چیزهای دیگر شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشکل !
